شکوفه گیلاسم امیر مهدی جانشکوفه گیلاسم امیر مهدی جان، تا این لحظه: 16 سال و 4 ماه سن داره
یاس سفیدم محمد طاها یاس سفیدم محمد طاها ، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 29 روز سن داره

❤ امیر مهدی اقاقیای سفید و محمد طاها یاس سفید من❤

شعر

خواهی که همیشه  شاد باشی به جهان ضامن مشو و امانت از کس مستان بر کاغذ کس شهادت خود منویس در خانه خود مکن کسی را پنهان و اما ماجرای این شعر:یک روز که با بابایی رفتیم داخل یک املاک مسکن این شعرو نوشته بود زده بود به دیوار من خوشم امد خوندمش امدیم تو ماشین بر بابایی شعرو خوندم.رو دیوار اقاهه پر شعر بود من چون شعر دوست دارم همه رو همون موقع به ذهن سپردم اما بعد از چند روز این مصراع شعرو"بر کاغذ کس شهادت خود منویس "رو فراموش کردم هر چی به بابایی گفتم اون هم یادش نبود منم نمیتونستم بی خیالش بشم این بود بابایی داشت از دستم دیوانه میشد!و گفت :سوده بهترین کار اینه دوباره بریم اونجا!گفتم:به چه بهانه ای؟ما که نمیخواهیم خونه بخریم...
16 اسفند 1391

اناناس!

  سلام اقاقیای سفیدم!این عکس بالا مربوط به نقاشی است که شما تحت عنوان اناناس!!!کشیدی گلم.پیکاسوی کوچولوی من عاشقتم عزیزم! ...
16 اسفند 1391

بلوز صورتی!

سلام چراغ خونه! گل نازنینم فردا توی مهد جشن هست البته فقط از شما عکس میگیرن و شما تو جشن اصلی نیستین چون امسال شرایط مهد عوض شده!!!!به هر حال من داشتم امشب لباس برات میذاشتم تو کیفت بلوز شلواری که بابایی برات خریده با یک پاپیون کوچولو حیفم امد ازت عکس نگیرم با اینکه ضعیف شدی ولی مثل ماه شدی عزیزم تو این لباسها.در ضمن باید بگم رنگ لباسو خودت انتخاب کردی و گفتی بلوز صورتی میخواممممممم!!!!!!!!!!عکس های قشنگتو تو ادامه مطلب گذاشتم نازنینم. عکسها در ادامه مطلب:                   ...
16 اسفند 1391

دکتر و تشخیص...

سلام قند عسلم.از انجایی که بیماری و تب ادامه دار شد بردمت دکتر و دکتر فکر کرد خدا نکرده مننژیت گرفتی وای وقتی این حرفو زد داشتم میمردم.شروع کردم همونجا گریه کردن.ولی بعد از معاینات این تشخیصو رد کرد و برات کلی ازمایش نوشت .دوست گلم سعیده دیروز به جای من عصر کاری وایستاد تا من بتونم شما رو ببرم دکتر عزیزم.دستش درد نکنه .دیشب هم تب کردی و امروز انشاالله دیگه مشکل نداشته باشی اما وضعیت غذایی که افتضاحههههههههههه!!!هیچی نمیخوری گلم.فردا تو مهد کودک ازتون عکس میگیرن.امسال خاله های مهدت تصمیم گرفتن گروه 3 تا 5 سال تو جشن و فیلم نباشن!میگن شلوغ میکنن!!!!پارسال که کوچکتر بودین براتون جشن گرفتن امسال که مشاالله اقا شدی .....واقعا که!!!به قول ...
15 اسفند 1391

یک شب سخت

سلام پسر نازنینم!امشب یک شب سخت برای من و توست فردا هم من دوشیفت پشت سر هم هستم یعنی صبح و عصرم .و تو هم از بعد از ظهر استفراغ کردی و تب بالا داشتی گلم.الان هم هنوز تبت پایین نیامده علی رغم پاشویه و بروفن و استامینوفن.من نمیتونم بخوابم چون باید مراقبت باشم گلم.فردا تو رو به خدا میسپارم.انشاالله مشکلی نداشته باشی نفسم. ...
14 اسفند 1391

پسر عزیزم

  سلام عشق اسمانی من!چه زود گذشت عزیزم.و انگار همین دیروز بود نفسم که تو هنوز به دنیا نیامده بودی و من چون خیلی حالم بد بود میخواستم زود بیایی و باز انگار همین دیروز بود که نی نی بودی و دل درد داشتی و من میگفتم کاش زودتر 6 ماهه بشی و دل درد هات تموم بشن.و با تمام مشکلات سختی ها  روزهایی که نگران راه نرفتنت بودیم و شبهایی که بر بالینت بیدار بودم و چقدر تب میکردی عزیزم چقدر بیمار شدی گلم و چقدر ثانیه ثانیه با بیماری ها و دردهایت درد کشیدم عزیزم .باور نمیکنم که بالاخره بزرگ شدی اقا شدی روز به روز جملاتت کامل تر میشه حرفهایی میزنی که باورش برام سخته.کلمات انگلیسی رو از حفظ برام میگی سوره توحید رو با زبان شیرینت میخونی 8 تا امام ...
12 اسفند 1391