اقاقیای مامان!
سلام اقاقیای سفیدم! امروز که صبحکار بودم بنا به توصیه همکارم چون براش تعریف کردم که شما دو روزه لب به غذا نمیزنی تصمیم گرفتم ببرمت بیرون حالا بماند که بی فایده بود و بی اشتهایی همچنان ادامه داره.اما در این بین چشمم افتاد به یک گلدان اقاقیا پشت شیشه گل فروشی!!!!عاشق این گلم عزیزم چون عطر تو رو میده نازنینم!(احساسات مادرانه رو داشتی؟اقاقیا عطر امیر مهدی رو میده!!!)و چون ما یک اقاقیای واقعی تو خونه داریم تصمیم گرفتم یک مصنوعیشو هم بخرم!!!و اینگونه بود که این گلدون گوشه خونه کوچک ما جا گرفت و این وسط تو هم همش ذوق میزدی تازه تو اژانس هم نگران بودی مبادا بشکنه یا کثیف بشه!!!!عاشقتم اقاقیای خوشبوی مامان!غذا بخور نفسمممم دق کردم از غص...
نویسنده :
مامان سوده
22:30
کادوی بابایی یا عمه مهدیه؟
سلام نفس مامانی!از انجا که وصف حال عشق شما به بن تن همه جا پیچیده عمه مهدیه از بندر برات یک بلوز شلوار بن تن اورد ولی گذاشته بودش خونه مامان بابایی.چون حامله و خودش نمیرسید بیاد بده.منم که مرتب سرکارم.بالاخره یک شب بابایی رفت اوردش و چون من همیشه ازت میپرسم که مثلا فلان چیزرو کی برات خریده سریع میگی:مامان سوده!(الهی قربون فهم و شعورت برم مننننننننننننننننن!)منم کلی ذوق میزنم و بابایی کلی حسودی میکنه!!!(ببخشید بابایی)!و اما اون شب خودت دیدی که بابایی لباس رو اورد و بابایی ازت پرسید این لباسها رو کی خریده ؟شما هم یک نگاهی به من کردی و گفتی مامان نه!بابایی خریده!!!بابایی کلی ذوق زده شد و منم گفتم :امیر مهدی جان اینها رو ع...
نویسنده :
مامان سوده
21:25
سال 92 در مهدکودک
یکی یدونه
یکی یه دونه گل من عزیزم ، همه عشقمو به پات میریزم حالا که پیشمی حتی یه لحظه غم ندارم من دل دیونمو تو داری میبری ، بگو نگاه منو تو میخری حالا که پیشمی هیچی تو دنیا کم ندارم من تو که قشنگترینی توی شهر قصه هامی توی ترانه های من همیشه هم صدامی گل قشنگ من بخند که خنده هات قشنگه بذار فدای اون دلت بشم که ابی رنگه همه می دونن عزیز دلمی تو که شیطونی گل من یکمی همیشه دوست دارم سر روی شونه هات بزارم من داری دلمو میبری بگو نگاه منو میخری حالا که پیشمی هیچی تو دنیا کم ندارم من یکی یه دونه گل من عزیزم ، همه عشقمو به پات میریزم ...
نویسنده :
مامان سوده
11:52
عشق من!
زندگیمی تو همه چیمی تو تنها نذاری عشق قدیمیتو من با تو بودم تو شادی و غم عاشقت شدم آروم و نم نم هی تو عشق منی هی تو عمر منی نری دلمو بشکنی تو عشق مهربون اگه بری میمیرم پیشم بمون تو شدی واسه من آروم جون هی تو عشق منی هی تو عمر منی نری دلمو بشکنی تو عشق مهربون اگه بری میمیرم پیشم بمون تو شدی واسه من آروم جون ... با تمام وجودم عاشقتممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم!!! ...
نویسنده :
مامان سوده
11:52
مهدکودک و این همه دردسر!!!!!!!!!
سلام شیرین عسلم!عزیز دلم خیلی این روزها لاغر و بی اشتها شدی گلم.سرما هم که دوباره برگشته از برف و بارون خبری نیست فقط سوز و سرماش مال ماست!خسته شدم گلم.کاش زودتر هوا گرم بشه تا این ویروسها از بین برند.مامانهای دیگه توی مهدت مراعات نمیکنند و بچه بیمارشون رو میارن مهد و برای همین تو مرتب مریض میشی تمام پاییز زمستون پارسال و امسالو تو انتی بیوتیک خوردی گلم.نمیدونم چرا بعضی ها انقدر خودخواه و بی ملاحظه اند .با اینکه مرتب تذکر دادم ولی حرفهای من به جایی نرسید و این قضیه مرتب تکرار میشه! حالا بیا از چیزهای خوب بگیم گلم.مامان امروز عصر کار بود و چون جمعه بود و خوشبختانه!!!!!مهد تعطیل بود تا ویروس جدیدی رو نگرفتی!!!!...
نویسنده :
مامان سوده
20:46









