بیماری
سلام کیک بستنی مامان!(مطمینا وقتی حودت وبلاگتو بخونی میگی عجب مامان شکمویی که همیشه سلامهای خوشمزه میکنه!) من و تو دو روز سختو گذروندیم دو شب پیش یک دفعه با صدای وحشت زده بیدار شدی و نشستی و شروع کردی به استفراغ کردن الهی بمیرم عزیزم.چقدر نگرانت شدم همون روز من صبح کار بودم به خاله های مهد سپردم حواسشون بهت باشه تا معده ات سنگین نشه گرچه تو هیچ وقت زیاد غذا نمیخوری.خلاصه هومن صبح من متوجه شدم که من هم انفلوانزا گرفتم بدن درد شدید همراه با گاسترو انتریت خیلی وحشتناک بود بابایی هم داشت میرفت تهران و روز لبعد من شبکار بودم تو هم مرتب شکمت کار میکرد گوش هم نمیکردی به حرفم تا پلو ماست بخوری.خلاصه عرق نعنا اترج ابلیمو هر چی داشتم و فکر...
نویسنده :
مامان سوده
0:54




