یک روز با گل پسر!
سلام پسرک شیرین زبونم!امروز بالاخره بعد از 29 روز من اولین اف رو داشتم و نرفتم سر کار!وقتی از خواب بیدار شدی: امیر مهدی:مامان تو میری ای سو(ای سی یو)؟ مامان:نه عزیزم من امروز نمیرم تو هم مهد کودک نمیری! امیر مهدی:نرو ای سو(ای سی یو)! مامان :نمیرم عزیزم! و مرتب دیالوگهای بالا تا ظهر پشت سر هم تکرار شد!!!بمیرم برای دلواپسی هات عزیزم! و بالاخره من هم گفتم امروز یک کم دستی به سر و روی خونه بکشم و نظافت کنم اقا پسر گل من هم که امیر مهدی باشه مشغول کمک به مامان شد طبق معمول! مامان در حین جابجا کردن گلدون میخواست گلدونو بشکنه! واکنش امیر مهدی:مامان!طوری نیست!!!! از بس به بابایی گفتم فیلتر جارو برقی...
نویسنده :
مامان سوده
21:12












