ترس در اشپزخانه!!
سلام پسر طلا !مامانی گلم الان سه روزه من و تو تنهاییم بابایی مرتب از مشهد و حرم امام رضا(ع)تماس میگیره و (دل منو اتش میزنه!)خب اخه مامانی من واقعا عاشق امام رضا(ع)هستم و واقعا هر لحظه احساس میکنم دارم توی صحن راه میرم یا توی حرم هستم و بوی دلنشین عطرش منو سر مست از عشق امام هشتم میکنه خوشا به سعادت بابایی و دیگر زایران عاشق امام عزیزمون.زیارت همه شون قبول حق! و اما عزیزترینم امروز روزی بود برای خودش پسرم من امروز صبح کار بودم ساعت 3 رسیدیم خونه و یک دو ساعتی استراحت کردیم بعد من افتادم به جون خونه!و شروع کردم به نظافت!تو اشپزخونه بودم که دیدم رو پریز کنار گاز یک س و س ک!!!!! از نوشتن اسمش هم متنفرمممممممممممم!!!منم مثل همیشه با دی...
نویسنده :
مامان سوده
1:02












