شکوفه گیلاسم امیر مهدی جانشکوفه گیلاسم امیر مهدی جان، تا این لحظه: 16 سال و 3 ماه و 27 روز سن داره
یاس سفیدم محمد طاها یاس سفیدم محمد طاها ، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 26 روز سن داره

❤ امیر مهدی اقاقیای سفید و محمد طاها یاس سفید من❤

ما امدیم با کلی تاخیر!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

سلام دوستهای از گل بهترم.سلام به همه مامانهای گل و نی نی های نازشون.معذرت خواهی منو بپذیرید .راستش من این چند وقت  دسترسی به لب تاب نداشتم و ....چقدر دلم برای همه تون تنگ شده بود...... سلام سلام سلام سلام......هزار تا سلام به شما و پسر عزیزتر از جانم!راستش انقدر اتفاق خوب و بد افتاده که وایییی یک عمر طول میکشه تا بخوام همه رو بنویسم.اما مهم ترین اتفاق اینه که من از اول خرداد میرم بیمارستان کاشانی تا به عنوان نیروی پیمانی و نه قراردادی کار کنم اما به جای خوشحالی انقدر درگیری فکری دارم که واییییییییییییییییی......دل کندن از محیطی که 6 سال دارم کار میکنم فوق العاده سخته.اما به قول همکارام بنی ادم بنی عادته!چه میشه کرد این روزها به گری...
27 ارديبهشت 1392

عید دیدنی و هفت سین!

    سلام غنچه گلم!سلام بارون بهاری من !سلام شکوفه گیلاسم!سلام اقاقیای سفیدم!سلام عشقم وجودم نفسم !عیدت مبارک !صد سال به این سالها!روز عید شبکار بودم عزیزم.خدا همه بیمارانو شفا بده .اولش به خاطر تنهایی تو ناراحت بودم اما وقتی رفتم سرکار احساس کردم بیمارانی که انجا خوابیده اند تنها ترند و بخ کمک ما نیاز دارند .خدایا شکرت که پرستارم و مفید هستم .عزیزم امیدوارم مامانو درک کنی عزیزترینم. گل یاسم وقتی از چند تا چیز صحبت میشه قلبم سرشار از عشق میشه اول از وجود عزیز تو و بعد از مامان گلم و دیگه از شغلمه.که عاشق همه تون هستم.خدایا شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت!!!!!!!دیروز روز اول عیذ ...
2 فروردين 1392

امیر و پیشرفتهاش

    سلام شکوفه گیلاس مامان!میخوام امروز از پیشرفتهات بگم عزیزم .تا چند وقت پیش که این همه بیماری و استفراغ و تب نبود همه چیز عالی بود انشاالله همه چیز دوباره درست میشه گلم.و اما یادگیری هات شامل:یادگیری اسم دوازده امام .و خواندن کلمات فارسی حدود 14 تا 15 کلمه و حفظ سوره توحید البته با زبان خودت!یادگیری بیست تا کلمه انگلیسی .یادگیری رنگها.حفظ شعرهای اتل متل توتوله.چشم چشم دو ابرو.عمو زنجیر باف .یک توپ دارم قلقلیه.و تمام شعرهای کتاب داستانهات.و اما اسم تمام حیوانها رو هم بلدی از بس به شیر و ببر و ...علاقه داری و وقتی هم میگم لباسهاتو بیار بپوش میگی بریم الغدیر!(خونه عزیزجونت!)مسیرهارو بلدی مثلا میدونی داریم میری خونه مامان باب...
30 اسفند 1391