شکوفه گیلاسم امیر مهدی جانشکوفه گیلاسم امیر مهدی جان، تا این لحظه: 16 سال و 4 ماه و 1 روز سن داره
یاس سفیدم محمد طاها یاس سفیدم محمد طاها ، تا این لحظه: 12 سال و 4 ماه سن داره

❤ امیر مهدی اقاقیای سفید و محمد طاها یاس سفید من❤

یکی یدونه

یکی یه دونه گل من عزیزم ، همه عشقمو به پات میریزم حالا که پیشمی حتی یه لحظه غم ندارم من   دل دیونمو تو داری میبری ، بگو نگاه منو تو میخری حالا که پیشمی هیچی تو دنیا کم ندارم من   تو که قشنگترینی توی شهر قصه هامی توی ترانه های من همیشه هم صدامی   گل قشنگ من بخند که خنده هات قشنگه بذار فدای اون دلت بشم که ابی رنگه   همه می دونن عزیز دلمی تو که شیطونی گل من  یکمی همیشه دوست دارم سر روی شونه هات بزارم من   داری دلمو میبری بگو نگاه منو میخری حالا که پیشمی هیچی تو دنیا کم ندارم من   یکی یه دونه گل من عزیزم ، همه عشقمو به پات میریزم ...
19 اسفند 1391

عشق من!

  زندگیمی تو همه چیمی تو   تنها نذاری عشق قدیمیتو   من با تو بودم تو شادی و غم   عاشقت شدم آروم و نم نم   هی تو عشق منی هی تو عمر منی   نری دلمو بشکنی   تو عشق مهربون   اگه بری میمیرم پیشم بمون   تو شدی واسه من آروم جون   هی تو عشق منی هی تو عمر منی   نری دلمو بشکنی   تو عشق مهربون   اگه بری میمیرم پیشم بمون   تو شدی واسه من آروم جون   ...     با تمام وجودم عاشقتممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم!!! ...
19 اسفند 1391

مهدکودک و این همه دردسر!!!!!!!!!

  سلام شیرین عسلم!عزیز دلم خیلی این روزها لاغر و بی اشتها شدی گلم.سرما هم که دوباره برگشته از برف و بارون خبری نیست فقط سوز و سرماش مال ماست!خسته شدم گلم.کاش زودتر هوا گرم بشه تا این ویروسها از بین برند.مامانهای دیگه توی مهدت مراعات نمیکنند و بچه بیمارشون رو میارن مهد و برای همین تو مرتب مریض میشی تمام پاییز زمستون پارسال و امسالو تو انتی بیوتیک خوردی گلم.نمیدونم چرا بعضی ها انقدر خودخواه و بی ملاحظه اند .با اینکه مرتب تذکر دادم ولی حرفهای من به جایی نرسید و این قضیه مرتب تکرار میشه! حالا بیا از چیزهای خوب بگیم گلم.مامان امروز عصر کار بود و چون جمعه بود و خوشبختانه!!!!!مهد تعطیل بود تا ویروس جدیدی رو نگرفتی!!!!...
18 اسفند 1391

شعر

خواهی که همیشه  شاد باشی به جهان ضامن مشو و امانت از کس مستان بر کاغذ کس شهادت خود منویس در خانه خود مکن کسی را پنهان و اما ماجرای این شعر:یک روز که با بابایی رفتیم داخل یک املاک مسکن این شعرو نوشته بود زده بود به دیوار من خوشم امد خوندمش امدیم تو ماشین بر بابایی شعرو خوندم.رو دیوار اقاهه پر شعر بود من چون شعر دوست دارم همه رو همون موقع به ذهن سپردم اما بعد از چند روز این مصراع شعرو"بر کاغذ کس شهادت خود منویس "رو فراموش کردم هر چی به بابایی گفتم اون هم یادش نبود منم نمیتونستم بی خیالش بشم این بود بابایی داشت از دستم دیوانه میشد!و گفت :سوده بهترین کار اینه دوباره بریم اونجا!گفتم:به چه بهانه ای؟ما که نمیخواهیم خونه بخریم...
16 اسفند 1391

اناناس!

  سلام اقاقیای سفیدم!این عکس بالا مربوط به نقاشی است که شما تحت عنوان اناناس!!!کشیدی گلم.پیکاسوی کوچولوی من عاشقتم عزیزم! ...
16 اسفند 1391

بلوز صورتی!

سلام چراغ خونه! گل نازنینم فردا توی مهد جشن هست البته فقط از شما عکس میگیرن و شما تو جشن اصلی نیستین چون امسال شرایط مهد عوض شده!!!!به هر حال من داشتم امشب لباس برات میذاشتم تو کیفت بلوز شلواری که بابایی برات خریده با یک پاپیون کوچولو حیفم امد ازت عکس نگیرم با اینکه ضعیف شدی ولی مثل ماه شدی عزیزم تو این لباسها.در ضمن باید بگم رنگ لباسو خودت انتخاب کردی و گفتی بلوز صورتی میخواممممممم!!!!!!!!!!عکس های قشنگتو تو ادامه مطلب گذاشتم نازنینم. عکسها در ادامه مطلب:                   ...
16 اسفند 1391

دکتر و تشخیص...

سلام قند عسلم.از انجایی که بیماری و تب ادامه دار شد بردمت دکتر و دکتر فکر کرد خدا نکرده مننژیت گرفتی وای وقتی این حرفو زد داشتم میمردم.شروع کردم همونجا گریه کردن.ولی بعد از معاینات این تشخیصو رد کرد و برات کلی ازمایش نوشت .دوست گلم سعیده دیروز به جای من عصر کاری وایستاد تا من بتونم شما رو ببرم دکتر عزیزم.دستش درد نکنه .دیشب هم تب کردی و امروز انشاالله دیگه مشکل نداشته باشی اما وضعیت غذایی که افتضاحههههههههههه!!!هیچی نمیخوری گلم.فردا تو مهد کودک ازتون عکس میگیرن.امسال خاله های مهدت تصمیم گرفتن گروه 3 تا 5 سال تو جشن و فیلم نباشن!میگن شلوغ میکنن!!!!پارسال که کوچکتر بودین براتون جشن گرفتن امسال که مشاالله اقا شدی .....واقعا که!!!به قول ...
15 اسفند 1391

یک شب سخت

سلام پسر نازنینم!امشب یک شب سخت برای من و توست فردا هم من دوشیفت پشت سر هم هستم یعنی صبح و عصرم .و تو هم از بعد از ظهر استفراغ کردی و تب بالا داشتی گلم.الان هم هنوز تبت پایین نیامده علی رغم پاشویه و بروفن و استامینوفن.من نمیتونم بخوابم چون باید مراقبت باشم گلم.فردا تو رو به خدا میسپارم.انشاالله مشکلی نداشته باشی نفسم. ...
14 اسفند 1391