شکوفه گیلاسم امیر مهدی جانشکوفه گیلاسم امیر مهدی جان، تا این لحظه: 16 سال و 4 ماه سن داره
یاس سفیدم محمد طاها یاس سفیدم محمد طاها ، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 29 روز سن داره

❤ امیر مهدی اقاقیای سفید و محمد طاها یاس سفید من❤

امیر گلم

                                      سلام دسته گلم.هر چی از خوبیهات بگم کم گفتم نفس مامانی. پسر نازم عاشق مسواک زدنی یک خمیر دندان هم برات خریدم که بهش میگی امیر دندان!!!مرتب میخواهی دندوناتو مسواک بزنی .امروز یک کوچولو اندازه گنجشک!!قرمه سبزی خوردی یعنی بعد از چند هفته متوالی غذا نخوردن یک کم غذا نوش جان کردی.نوش جانت باشه عزیزم گوارای وجود نازنینت باشه نفسم.امشب کیفی رو که خونه سازیهات توشونه برداشتی و با خودت مامان بازی میکردی من داشتم از خنده...
2 آبان 1391

یک اتفاق بد

سلام عزیز دل مامان. امروز ساعت 11 عمه نجمه زنگ زد و گفت کارت دارم گفتم عصر کارم اما منتظر اف هستم گفت دوباره زنگ میزنم صبر کردم زنگ نزد خودم زنگ زدم جواب نداد نگران شدم با حسین تماس گرفتم گفت نزدیک خونه ام رفتم بهت زنگ میزنم تا اینکه محمد زنگ زد و گفت مامانم قلبش درد گرفته بردنش اورژانس شفا گفتم بیا دنبالم با هم بریم خلاصه رفتم تا پسر گل مادر بزرگشو رو تخت دید گفت مامانی پاشو! از اورژانس منتقل سی سی یو شد چون همکار بودم اجازه دادند بمونم پیشش به نجمه گفتم با محمد و حسین بروید به محمد هم گفتم گل پسر منو ببره خونه عزیز جونش تا ببینیم چی میشه تصمیم گرفتیم به اون یکی خواهر شوهرم چیزی نگیم چون حامله است اون هم با من تو ای سی یو قلب همکاره از...
1 آبان 1391

انقدر تو رو دوست دارم که....

                                 انقدر تو رو دوست دارم که هیچکسی کسی رو اینجوری دوست نداره انقدر برات میمیرم قد یه دنیا خوبی قد هزارتا ستاره بی تو دلم میگیره وقتی تنها میشم کارم انتظاره  انقدر تو رو دوست دارم که هیچکسی کسی رو اینجوری دوست نداره وقتی نگاهم میکنی قشنگی هاتو دوست دارم حالا که معصومه چشات رنگ چشاتو دوست دار...
28 مهر 1391

عشق مامان سوده

                                              روزگارت بر مراد روزهایت شاد شاد اسمانت بی غبار سهم چشمانت بهار قلبت از هر غصه دور بزم عشقت پر سرور بخت و تقدیرت قشنگ عمر شیرینت بلند سرنوشتت تابناک جسم و روحت پاک پاک... دوستت دارم نفس مامان .عاشقتم یک دنیا .       ...
28 مهر 1391

دوستت دارم

    سلام گل پسر.امروز وقتی داشتم وبلاگ دوست گلم ریحانه جونو میدیدم اهنگ زیبایی رو که روش گذاشته بود شنیدم انگار این اهنگ رو برای تو خونده بودند نفسم .عاشقتم مامانی گلم با ذره ذره وجودم دوستت دارم و همیشه از اینکه خدای بزرگ و مهربون تو زیباترین و عزیزترین رو به من و بابایی هدیه داد ازش ممنون و سپاسگذارم امیدوارم بتونم تو را انگونه که شایسته است و سزاوار وجود نازنین و گرانمایه ات است تربیت کنم .عزیزترینم با هوش سرشاری که در تو میبینم از هم اکنون تو را در بلندترین جایگاهها میبینم .عزیزم امیدوارم فرزندی صالح برای ما و جامعه باشی .امیدوارم همای سعادت بر شانه ات بنشیند و روز به روز در زندگی ات شادتر و شادتر باشی. انشاا...
27 مهر 1391

ببر کوچولوی مامانی

چند وقت پیش نمایشگاه گل و گیاه در پارک مادر برگزار شد من چند بار امیرو بردم یک دفعه تنهایی رفتیم یک دفعه محمدم باهامون امد یک دفعه هم با خاله شقایق و عزیزجون رفتیم خیلی خوش گذشت با محمد که بودم دیدم بعضی بچه ها صورت هاشون نقاشی شده هست رفتیم تا اخر غرفه اش رو پیدا کردیم چند تا خاله مهربون و با حوصله این کارو انجام میدادند گفت میخواهی چه شکلی درستش کنم گفتم خوشگل بشه!که تصادفا چون امیر فوق العاده به ببر و گربه علاقه داره صورتشو همینجوری درست کرد اینم از عکسای گل پسر که در ادامه مطلب گذاشتم بقیه عکس های نازنینمو بعدا میذارم عکس گرفتن از امیر کار سختیه و مهارت زیاد میخواد قربونش برم مننننننن!           ...
26 مهر 1391