شکوفه گیلاسم امیر مهدی جانشکوفه گیلاسم امیر مهدی جان، تا این لحظه: 16 سال و 3 ماه و 29 روز سن داره
یاس سفیدم محمد طاها یاس سفیدم محمد طاها ، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 28 روز سن داره

❤ امیر مهدی اقاقیای سفید و محمد طاها یاس سفید من❤

ببر کوچولوی مامانی

چند وقت پیش نمایشگاه گل و گیاه در پارک مادر برگزار شد من چند بار امیرو بردم یک دفعه تنهایی رفتیم یک دفعه محمدم باهامون امد یک دفعه هم با خاله شقایق و عزیزجون رفتیم خیلی خوش گذشت با محمد که بودم دیدم بعضی بچه ها صورت هاشون نقاشی شده هست رفتیم تا اخر غرفه اش رو پیدا کردیم چند تا خاله مهربون و با حوصله این کارو انجام میدادند گفت میخواهی چه شکلی درستش کنم گفتم خوشگل بشه!که تصادفا چون امیر فوق العاده به ببر و گربه علاقه داره صورتشو همینجوری درست کرد اینم از عکسای گل پسر که در ادامه مطلب گذاشتم بقیه عکس های نازنینمو بعدا میذارم عکس گرفتن از امیر کار سختیه و مهارت زیاد میخواد قربونش برم مننننننن!           ...
26 مهر 1391

پای عروسک

سلام گل پسرم .امروز یک اتفاقی افتاد که من و بابایی فهمیدیم تو چقدر خوش قلب و مهربونی امروز وقتی توی اشپزخانه بودم با صدای گریه ات امدم تو اتاق ببینم چه اتفاقی افتاده که دیدم چهارپایه کنار میز ارایش افتاده روی پای عروسکت و تو داری با شدت کریه میکنی و میگی اوخ شد پا درد!همون موقع بابا زنگ زده بودهر چی باهات حرف میزد فایده نداشت تو اروم نمیشدی !دو تا از نی نی های مورد علاقه امیر:              ...
26 مهر 1391

شیرین کاریهای گل پسر

سلام گل پسر.خدا رو شکر این امتحان اخری رو هم قبول شدم اما مثل اینکه فعلا بودجه نیست و کمی کارهای استخدامی ما عقب می افته .خدا بزرگه و خودش درستش میکنه.عزیز دلم از انجا که مامان دوباره اضافه وزن پیدا کرده دوباره باید رژیم بگیره عزیزجون میگه من با اراده هستم نفسم و من از این بابت خیلی خیلی خوشحالم بابا که بندر بود زنگ زدم بهش تا با تو صحبت کنه گوشی رو داده بود عمو احمدت همون روز شعر جدید یادت داده بودم میگفتم زنبور زرد تو میگفتی "ناقلا"!به عمو احمد گفتم احمد اقا شما بگین زنبور زرد متوجه منظورم نمیشد میگفت چی بگممم؟اخرش گفت زنبور زرد تو هم زود گفتی ناقلا!کلی خندید گفت ناقلا خودتی عمو!!!   عزیز دلم نمیدونم چرا اینقدر به تبلیغات کتا...
24 مهر 1391

غم

                                         دلم تنهاست ماتم دارم امشب دلی سر شار از غم دارم امشب غم امد غصه امد ماتم امد خدا را این میان کم دارم امشب                                                  ...
22 مهر 1391

خدایا

                                                 اگر تنهاترین تنهایان شوم باز هم خدا هست او جانشین همه نداشتن های من است.                                                  &nb...
22 مهر 1391

انار

از انجایی که بچه ها هر از گاهی به یک چیز خاص علاقه نشون میدن امیر بلای مامان هم الان به انار علاقه مند شده حالا کاش میخورد همه دونه هاشو تو دستای کوچولوش نگه میداره همه جا با خودش میبره امشب میخواست ببرشون تو تخت!فردا مامان شب کاره و بابا هم داره میره برای کاری شهرستان امیر مامان پیش عزیز جون و خاله شقایق میمونه تا صبح جمعه برم دنبالش الهی بمیرم مامان برای دل کوچکت عزیزم.                                              &n...
20 مهر 1391

این چند وقت

امان از دست پسر بلای من یک روز دیدم نمیتونم با لب تاب کار کنم دکمه های صفحه کلید کار نمیکرد ویندوزش هم که مشکل داشت بردیم ویندوزو عوض کردیم گفتند مشکل سخت افزاری هم داره باید صفحه کلیدش عوض بشه !خلاصه گفتند مشکل هم به خاطر ضربه است که فهمیدیم به خاطر این بوده که گل پسر رو لب تاب بالا پایین پریدههههههههه!! خلاصه ما موندیم و یک عالمه خاطراتی که نوشته نشد اما پیشرفت گل پسر مامان تو این چند وقت عالی بود خیلی بهتر از قبل صحبت میکنه و جمله بندیش کامل تر شده دیگه پوشک نمیشه و خودش خبر میکنه که این یکی از همه بهتره مخصوصا که شبها جاشو خیس نمیکنه اوایل تو مهد کمی مشکل داشت و با خاله ها رودر بایستی داشت که خدارو شکر مشکل برطرف شداما وضعیت اشتهای گل...
19 مهر 1391

مسافرت

    سلام گل پسر قند عسل.ما دو روز پیش از مسافرت برگشتیم اول رفتیم مشهد شما گل پسر هم با من و بابایی رفتی حرم من دادمت دست بابایی تا بتونم برم زیارت شما هم با بابیی رفتی زیارت کردی و  من دیدمت که ضریح رو زیارت کردی قبول باشه نفس مامان . ان دومین باره که شما رفتی مشهد نفسم خدا رو شکر هوا هم خیلی خوب بود روز اول حرم خیلی شلوغ بود اما روز بعد خلوت تر بود بعد از مشهد رفتیم اسفراین خونه یکی از دوستای بابایی که یک پسر اندازه تو داشتند مثل تو هم بور بود نفس مامان شما با هم کلی بازی کردید بعد رفتیم توی باغشان که بسیار زیبا بود کلی اب بازی کردی نفسم .بعد حرکت کردیم سمت شمال هر چی جلوتر رفتیم پوشش گیاهی زیادتر میشد و همه جا سر سب...
23 شهريور 1391